محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

227

الحياة ( فارسي )

( 2 ) - مستلزم الغاى موضوع كنز قرآنى است ، و از بين بردن و وارد كردن آن در مقولهء « زكات » و وجوب پرداختن آن ، كه در جاهاى فراوانى از قرآن كريم ديده مىشود . و همانها براى « تحريم منع زكات » و تأكيد در بارهء پرداخت آن بسنده است ، بويژه اين آيه : * ( وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ، الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ) * « 1 » ، - ( 1 ) واى بر مشركان ، كه زكات نمىدهند و به آخرت باور ندارند ، » ، كه در اين آيه نپرداختن زكات از كارهاى مشركان و كفّار شمرده شده است . آرى ، عام بودن ( عموم ) آيهء كنز ، شامل سهم زكاتى نيز مىشود ، و آن را يكى از مصداقهاى آيه قرار مىدهد ، ليكن گفتن اين سخن كه هر كنزى كه از لفظ قرآنى فهميده مىشود ، و اين لفظ آن را شامل مىشود ، منحصر در « سهم زكاتى » است ، بر خلاف ظاهر آيه و « اطلاق » آن است ، و بر خلاف صريح احاديثى است كه در اين باب رسيده است ؛ بنا بر اين ، ژرفنگرى در احاديث ، اين « انحصار پندارى » را از ميان مىبرد - چنان كه روشن است . ( 3 ) - دو تعبير قرآنى : * ( فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ ) * - ( 2 ) با آن ( گداختهء زر و سيم ) ، پيشانيهاى آنان را داغ مىكنند » ، و * ( هذا ما كَنَزْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ ) * - ( 3 ) اين چيزى است كه براى خود گنج ساخته ( و انباشته ) بوديد » نيز ، استقلال دو موضوع را از يك ديگر مورد تأكيد قرار مىدهد ، و مىرساند كه هدف مورد نظر آيه هدفى تأسيسى است نه تأكيدى . ( 4 ) - در حديث نبوى مربوط به « آيهء كنز » - كه در خود فصل گذشت - آمده بود كه پيامبر اكرم « ص » سه بار فرمود : « تبّا للذّهب ، تبّا للفضّة - ( 4 ) مرده باد طلا ، مرده باد نقره ! » و پس از اين نكوهش قاطع ، كار بر اصحاب او دشوار شد و پرسيدند : « أيّ المال نتّخذ - ( 5 ) كدام مال را اختيار كنيم ؟ » و نگفتند : « أيّ مقدار من الذّهبين نتّخذ - چه مقدار از طلا و نقره را اختيار كنيم ؟ » . از اينجا به خوبى آشكار مىشود كه سخن در بارهء اصل مال است نه سهمى از آن .

--> « 1 » « سورهء فصّلت » ( 41 ) : 7 .